تبليغاتX
ترنزینس TrAnSiEnCe

ترنزینس TrAnSiEnCe

(فارسی را پاس نمیدارم ?so what)

هی!

چند روز بود داشتم به این فک میکردم که یه پست بزنم بگم که دانشگاه چه تاثیر عمیقی روی شخصیت آدم داره و من بهش رسیدم که طبق معمول کم کم فکرم رنگ تراژدی گرفت به خودش! و البته اینم بگم که بهطره بهش گوش کنین! جون مولی (کسی که سیستم مولی رو اختراع کرد) بمونید حطا با عینکه میدونم شما ایرانی اصیل حستید و شیفته و دلباخته ی دلغک بازی! که شاید به یه نتیجه ای برسید واسه خودتون  (من چون میدونم قدرت نتیجه گیریتون زعیفه مثل خیلیاتون که ظاتن ظئیف (ه ح) هستیدُ وغط گرامیمو طلف نمی کنم)

خوب ازینجا شروع میکنم که من یه کاندیشنی دارم که ملودیکاله (Melody نه) یعنی پزشکیه، و مورد نادری هم هست اسمش هست: ZepertiNesbatBeSarmakhordegi! ربتش به دانشگه اینه: یه روز داشتیم میرفتبم اونجا خدا داشت هرس خودشو از امسال من بصورت قطعه های ریز تف (ریز برای اون نه چندان ریز برای ما)(اصلاح میکنم ریز برای اون خطرناک برای ما) بر ما نازل میکرد و حوا هم خیلی سرد بود (البته میگن حوا خیلی هم هات بوده ولی این حوا اون حوا نیست فکر کنم دارم املای یکیشو قلط مینویسم) از ماشین که داشتیم پیاده میشدیم دوستم دید که دارم میلرزم گفت تو برو من بدو بدو میام! من یدفعه از شدت سرما حواسم پرت شد، "من" بدو بدو رفتم!!! توی راه همینطور که داشتم به خودم ناسضا میگفتم به این نتیجه رسیدم که چقدر درس خوبه! و چقدر خوندنش خوبه! اگه من ترم 8 تموم میکردم انقدر عظاب نمیکشیدم! به ساختمون که رسیدم تازه فهمیدم من قرار بود آروم برم اون بدو بدو! یکم ناراحت شدم بعد فکر کردم اگه من از عوّل بدو بدو میرفتم و منتزر نمیموندم طرم 7 تموم کرده بودم! (اگه ساختمون دانشگاه از شکلات بود و آبو که باز میکردی ردبول میومد!!!) آخه من یه عارضه ی دیگه هم دارم که دوست ندارم جلوی همه راه برم، به عبارتی دوست ندارم هیچکدوم از دوستامو نبینم و جلوشون راه برم! یا شایدم دوست ندارم همه در آن واحد منو از پشت ببینن!!! به دکتر که گفتم گفت در حیطه ی کاری ما نیست با یه لبخند ملیح! بعد گفت بهش میگن ATK! (خودت فکر کن ببین چی میشه) ولی جدی به این فکر کردم که اگه همیشه میدوییدم و پشت سرم رو نمیدیدم الان کجا بودم؟ نامردی بود؟ خوب همه ی اونایی که پشت سرم جا مونده بودن دیگه نبودن که یادم بندازن نامردی بود! و هپی لی اور افتر فور اور اند اور اند اور... بعد یهو دلغک درونم زد رو شونم گفت احطمالن پشت کوه های پرند بودی چه خوب شد منتظر بقیه موندی اونجا جای خوبی نیست! بعدشم با لبخند بهم گفت تو همچین آدمی نیستی! یه لحظه فکر کردم که دلغک درونم داره یه چیز جدی میگه... که یدفه "شرمنده کن" درونم گفت چه بد... چه بد که اونطوری نیستی... حس کردم که جدیه! بد "آدم عاقل" درونم گفت "آدم ضایع کن" هیچ وقت شوخی نمیکنه! آخه آلمانیه! بچه های اینساید به "شرمنده کن" این اسمو دادن! چون بر خلاف اون یکی اونا با من حال میکنن! بعد اون روز یه چیزی مثل ۱۰۰۰ روز فکر کردم که چی بشه؟ که چی میشه؟ من دوست ندارم که یه بوتیک بزنم با سفره خونه یا با عرض شرمندگی یه کار مربوط به درسمون!!! یا هرچی و سر ۴۰ سالگی بزرگترین افتخارم بشه اینکه پولدار شدم یه کم، یا نه اصلا خیلی، که دوست دخترمو یا زنمو (باشه!) ۵ بار نه اصلا ۱۰۰ بار بردم بهترین رستوران تهران نه اصلا دنیا! یا اینکه لباسم اینه یا خونم ویوش چقدر میارزه! من دوست دارم ایمپکت و اینفلوئنسمو ببینم روی دنیا یا حداقل "روی دنیام"...

نمیخوام آخرش احساس پوچی کنم وگرنه جدی برام اونموقع و الان فرق نداره که آخرش باشه،

با اینکه گفتنش تاثیری نداره ولی یکی هی بهم میگه

 You're Better Than This

-----------------

بچه ها Playstation نمیذارم چون میخوام متن ته تاثیر گذار باشه  نه تاثیرو داری؟ جون مولی تاثیر و داری؟ میخوام با جمله ی آخر تموم شه و حی فکر خواننده رو مشغول کنه! واقعا که چقدر هوشمندانس! وااااایییی! پس لطف کنید اینو نخونید دیگه احمقا! من اینو واسه اونایی نموشتم که میفهمن من دوست دارم همیشه خوشحال باشن، یا حداقل شرشون و ازینجا با نیش باز گم کنن! شما که نمیفهمین آخه واس چی میخونین ؟ قیافرو! بای بای!

+ نوشته شده در 2011/11/2ساعت 0 AM توسط Maybe Transister |

این ادامه ایه! برای ادامه ی کلاسیک ترنزینس ثابق؟ هالا چرا؟ بخاتـــــر اینکه اولا من حس خیلی خوبی بهش داشتم و دیروظ که رفتم خوندمش فحمیدیم که آهـــــــــــــــــــان... آهــــــــــــــــان... ( با تعکید روی ح ) من خیلی دوست دارمش و انگار یه چیضیمو گم کردن یعنی اونا برام گم کردن! یعنی شما! بعد فهمیدم که من (شما، چون من اشتباه نمیکنم) اشتباه کردین که آپ نکردم! و من وقتی اونجا مینوشتم خیلی آروم بودم و اسسسسسلن یعنی اثلن و ابدن! برام محم نبودین شما پص here we go again! و از این حفته هر حفته 1 حفته 2 حفته، مموت... چیزه... مینویسم اول برای خودم دوم برای بعضیا که گفتن چرا دیگه اونو آپ نمیکنیو اینا! و هر هفته 3 شنبه بدون تعطیلی! انقدر مینویسیم (من و مدیر (که منم) ترانزیستور پیچیده (که سرورتونه) و حالا شاید شما موجودات کوچک ) تا جون اززز دماغمون درآد، برای لحظه هایی که شاید یکم به بی ثباتیامون فقط یکم توی این روزای خاکستری خندیدیم و یکم یادمون آومد که سابق برین رنگا چه رنگی بودن ( دغت کردین جدی شدم یادم رفت غلت بنویسم؟  Funny Stuff )  مینیونای بی استعداد یکم تلاش کنید بعضی وقتا دیوونه باشید، خیلی خوش میگذره (ظره؟ زره؟) اگه یه خودتون لطف کردید و متنای ترنزینسی ه پالسیه روانی ه انسداد روده ای نوشتید بدید اگه شد بزاریم، و حالا اولین ادامه ی اون سریال بلاگی رو اینجا شروط (روع؟) میکنم یعنی کیلیت میزنیم با یک مساله Basic و کلا اصلی ترین مســـاله ای که تو ما آدما وجود داره مخسوسن شما دخترا (بله همون شمائی که تا اینو خوندی گفتی ایش شما پسرام که همش فکر شیکمین! (وایسا بینم من که هنوز بحث شیکم و مطرح نکردم! فقط بهش فکر کردم) واسه همین من پیش دستی؟ این پیش دستی کو اینجا توش هسته حلو (حسته هلو درسته!!! اینارو بلطم باو) بود؟ اصلا  من با همین پیش دستی که کردم که مسلا Jason Statham بازی درآوردم، میزنم تو دهن هرکی اینجا Racist بازی در بیاره! یا حر کی این بازی crysis 2 رو جلو من دربیاره)(خب بسلامتی پرانتز تموم شد اعتراف میکنیم ما با این ید بیضا یه لحظه وستش انغریب ضائیدن شدیم)  هیچی آغا (ح.ب) ازین بحس شیکم میخواستم بگم تاحالا دغت کردی که پفک نمکی 231 ساله هست و الانم همون بوده که هست ولی گنده همچین جینگول روش اضافه کرده "جــــــدید"؟ یعنی من باعص و بانی این غزیه رو بگیرم میبوسمش! فقط میبوسمش  و بی صدا محل رو ترک میکنم!
----------------------------
(P.S. (PlayStation : من واسه ریلیز (ول کردن) اینا 2 تا راه در نزر گرفتم یکی همون بلاگه سابق چون emoticon داره، یکی note اینجا چون فس بوک!!! (نه فیس بوک این چیزارو یاد بگیرید) داره و فقط واسه اینکه روی خودمو کم کنم و هرفم 2 تا بشه فکر کردم که اون اموتیکون (معادل فارسی : کشک = کوچک شکلکان کیوت! -کیوت کلمه فارسیه مثل شوگر که اول تو فارسی بوده بعد چون اونا برداشتنش ما کردیمش شکر )  داره رو اکس کنم و اکسشو اینجا بذارم! اگه چیزی مد نظرته مثل یک پنیر واقعی عمل کن و نظرتو بگو!
P.S 2 : (plants vs. zombies 2 چیه فکر کردی زرنگی؟) : بدلیل تحدید (مهدود کردن) احتمالی زهن زیبای شما توسط پرانتزهای مخوف این جانب 2 راه دارید: اول پرانتزا رو بخونید که ظهنتون آماده شه، راه دوم اینه که بازی های فکری بکنید و غذاهای مقوی بخورید و به مرکز توانبخشی روانی برید اگه درست نشد میتوانید با "شیش تا صفر" "یک صفر" تماس بگیرید!!! و راه سوم اینکه خودتون یه راهی پیدا کنید!

+ نوشته شده در 2011/6/22ساعت 3 AM توسط Maybe Transister |

Im here under the feet of this creatures that walk on each other fearless, Walking around looking or running toward seeking their love

Sacrificing everything and everyone for a reason that called happiness when can't call love

But here I am, where scream will never find her way out to your dead-closed ears, I'm here, where I can't see through their feet your beautiful unfaithful face, there's just what on their feet that i can see... oh I'm crying out loud your love here, but no one hears no one cares

No blood left in me but lots of scars, veins blocked by tears who cares, who knows

I'm going under in the black that rise, in my mind are lots of name but the only one that i care is out of care

No one will find me dead in depth

No ash no corpse no bleeding veins

I see you more than you can see

I'll conquer you, I'm nowhere near death

its raining, (it) washes the blood of you, its raining, the rain will solve, its raining, we'll rich the shore

...and a new era begins...

+ نوشته شده در 2010/4/12ساعت 9 PM توسط Maybe Transister |

Take this life im right here, Stay a while and bring me in

+ نوشته شده در 2009/11/24ساعت 1 AM توسط Maybe Transister

تو این مدت که نبودم فهمیدم چقدر بلاگمو دوست دارم، دنیای ترنزینس! دنیای بی ثباتی! وقتی از دانشگاه لعنتی سر کار، کهریزک، خیابون، خرید یا هر گور دیگه ای که میای خوبه یه Transience World داشته باشی که ادامه زندگیتو تا وقت خواب اونجا بگذرونی! ولی حیف که ندارین! با اون بلاگای احمقانتون! ولی من دارم و به شما نمیدم! جدیدا هم اعلام شده ترنزینس پتانسیل یک کشور مستقل شدن رو هم داره! خوبیش اینه که همیشه مشتریاش Unique هستن! و اندازه حفره ابتکار مغز شما بزرگه و اندازه پهنه ی حماقت شما کوچیک! حالا ترنزیسنس چقدره؟  

اول جواب اون پست قبلی رو میخواستم بدم، که یکم طول کشید، طئاریف! احمغانه خودتون و دوستاتون رو از کلمه داف میخواستم بپابلیشم! که بدلیل ضیغ حوصله از این حماقت بلا منازعه خودداری میکنم! میتونید در قسمت پنیر ها مطالعه کنید! و یه برگه بود که به نوعی میشد جوابیه اون اگرچه قبل از اون پا به عرصه وجود نهاده بودزج! حالا همزمان دارم میگردم اونو پیدا کنم! این برگه کذایی رو من وقتی که دوستم نکبت عزیزم داشت سر کلاس جزوه ننگین درس ریاضی 2ش رو در ترم 3ش! مینوشت اون نصفه ش که چیزی نمینوشت ش بصورت همزمان نوش تم! که هنوزم یادم نیست آخر اراجیفشو از احادیث من کند و برد با هنوز به هم وصلن! آهان پیدا شد! وصلن! الان که نیگا میکنم میبینم اصلا Seperatable(میدونید که کلمه های able دار دوست دارم!) نبودن! بله این یه پیش نوشت بود برای تفکر قبیحه "شاخ داف" همون که شما هم شنیدید حتما! منتها In Trancy sweet TrAnSienCe way

بررسی ریشه ای (از گهواره تا گور) کلمه یا عبارت "شاخ داف"

شاخ داف

الشاخ الداف (هر دو اسم هستند)(هر دو صفت هم هستند)(هر دو هم فاعل م هم مفعولند)

شاخوا دافوا! (تعدادی "شاخ داف" ک عمل جنسیت کردند و مجهز به ... اهم!)

شاخان دافان (2 "شاخ داف")

4 شاخ دافان (اصطلاح رایج برای 4 "شاخ داف")

شافی (اسم مونث)

اعراب

شاخُ           الدافِ

اسم صفت مرفوع    معرفه به ال محلآ مجرور

شاخیون دافیون -----اعراب قلب-----> شافیون!

داف در فرهنگ های مختلف:

صربستان : دافیوسات شاخیچ - Duffiusat Shakhich

ایتالیا : دافیانو شاخو - Duffiano Shakhoo

عربها : لا شاخ و لا داف و لیکن (مشترک گرامی دسترسی به عبارت مو ردنظر امکان پذیر نمیباشد)

انگلیس : We sell duffs, we buy duffs, duff chages to gold and gold changes to more duffs, that the way of british living well

امریکا (بلاد کفر): Our nation will not accept the word "shakh duff" as a replace for sessy lady thats Human Rights you know? this may be someone's lastname, she would be ashamed of that! 

ساموا : AYA OU ZAAART!

سرخپوست ها: فرزند شاخ بزرگ (رئیس قبیله) و داف جنگجو

لر: داف شیه؟

 

 

نظرات دوستان (آقایان) (دوست که چه عرض کنم!) در مواجهه با شاخ داف:

ح.ب (BBC) : چکککککک... خیلیم عالییییی (با لهجه!) و این حرکات :

ف.ا : هه هه هه هه هههههههههه! (صدای ریختن مصالح ساختمان IT)

و.ت : اوفففف . . . عزیزمه!

د.نمیدونم چیچی : روشن کردن Winston Medium!

ر.ح.ج : در گوشی با "ع.گ" روشن کردن دستگاه ابتکاری Single finder™!

م.گ : خانومم ااگه بفهمه! بابم اگه بفهمه!

خ.ا : تلاش و جدیت در عملی کردن همه چیز بازیهای دنیا برای کسب Attention!

ع.گ : چند تا تور کردی؟ (ترم های نخستین) ازش راضیم، قوی بود با استیلش حال میکنم! (ترم های کنونی)

م.ر: Hang + Block Guard!

ا.ا: مات موندن. :یه فکرایی دارم...نه فایده نداره (ناپدید شدن بعد از گفتن این جمله دنبال سوژه)

س.ط: باز شدن دهن! :طلبه شدم! باید برم مخشو بزنم!

ر.ا: بسته شدن دهن (همیشه بازه) استخراج گوشی از جیب!

س.خ: تلاش در تقلید راه رقتن Cowboy های ما قبل دهه 70! فحش با صدای بلند!(نشونه لاتی)

ا.ب : بنده خدا کلا کاری نداره!

م.نمیدونم چی چی: آبرو که نداره! ههههههههه سلام! خوبی...!

م.ف : در مورد اون پروژه یکلیقیکزچلتزجیفعت میخواستم باهاتون صحبت کنم (با اون لبخند همیشگی بعد از Denial)

 

خواهران (مقیاس تقریبی 90%)

مین آبی : Eleminate her!

زیر 1خم: اجرای فن بز کش و زیر 1 خم روی دوستانی که نیگا میکنن!

Superplex: اجرای همین فن و DDT روی کلا هر کس که اونجاست!

گ انگوری: کتاب شاخ داف از انتشارات رهنما!

حمیرا-راجر فدرر : نگاه محزون! دپ شدید!

ای-نال: ســـــــلااااااااام چــــــــــطووووورییییییی؟ ماشیییین اوردیییییی؟

کاموا: نگاه عاشقانه به ح.ب در صر صورت! آب شدن از عشق!

شائو شاخ داف (شاه شاخ داف (به روایتی)): Its me! (در اشتباهه)

موزیلا فایر فاکس : ببخـشــید عزیزم! میـشـه لطفا گمـشـی کنار! (با تاکید روی ش)

بلفی: دست به کمر زدن و نگاه چپ چپ!

مادر فولاد زره : بیا عزیزم امروز میرسونمت (نقشه برای قتل "شاخ داف" مردم)

داف دکتره : اصلا نگاه نمیکنه و خیلیم منطقیه این قضیه و حقم داره (قابل توجه بعضیا!)

 

برخورد مشئولین FAIP در مواجهه با شاخ داف :

ع.ا : سلطونه

آ.ب: من نمیدونم آقا جون از من نپرسید، ول کن آقا من درس خودمم بلد نیستم کامل! اصن (اصلا) نمیدونم!

مدیر مالی اسبق : داف های شاخ اینور ... دافهای بی شاخ اونور ... شاخ ها هم این طرف ... آقایون هم بفرمایید بیرون! آقا در و ببند من میخوام بخوابم! خب حل شد...

ر.ر: داف اول تو پشته داف دوم صف سومی تری ند هست خودم هم که آریش کنم دافی هستم وحشتناک!

حراست سیبیلو دم در قد کوتاهه که Discontinue شده 2 ترمی هست : خانوم بخدا نیا (تو رو خدا) خانوم به قرآن نیا (تو رو قرآن) برای من مسئولیت داره! حالا چرا پوتین (چکمه) پوشیدی؟ عیبی نداره برو!

پو: داف 2 گانه - نیم ترم = ضد حال یگانه => حذف درس

داف هذلولوی + حال بیضولوی! = پاسی!

س.ص: تا 2 نفر پا برجاست با 3 نفر بی معناست!

م.عمران : داف با سازه بهتر هم هست البته وقت نشد و همکاری نکردن شما پول بده من بهترشو میسازم!

م.خ: الان که محرمه انشا... برای نیمه شعبان تشریف بیارید Falling Edge هاتون رو تنظیم کنم و Clock بزنم! البته همچین چیز شاخی هم نیستید، داف های متدین بهتری هم موجود هستند!

ل.ن: هیییین...! کالیفرنیا! اومممم!

 

دیگه اونا که این کاراکترها رو نمشناختن به همون پهنه خماقت یا حفره ابتکار مراجعه کنن!

thor odin's son protector of mankind ride to meet your fate your destiny awaits

P.S هم نداریم شب بخیر!

+ نوشته شده در 2009/10/19ساعت 0 AM توسط Maybe Transister |

DUFF چیست؟ با اینکه ممکنه هویتم لو بره (لو؟)! ولی اینو میپرسم حرفای مزخرفتونم میذارم تو بلاگ بعد یه بیانیه منتشر میکنم که کلا اینجا با خاک یکسان شه! اینم میخواستم عرض کنم اینایی که تو این چند روز میرن شمال آدمای کم خردین، حالا چرا؟ بماند!

راستی بداخلاقیای این چند وقت رو به بزرگی خودتون نـبخشید، چرا؟ همچرا!

چون:

-شما بزرگیتون کجا بود؟

-شما کی هستین که ببخشین؟

-بداخلاقی من به خودم مربوطه؟! (از حریم شخصی من گمشید تو!)

-من به حرف شما گوش نمیدم؟!

-آدمای باهوش مطلقآ آزاد پرند قبول نمیشن؟! (اختصاصی)

-اینجا من مدیرم؟

-هه؟

-اِ؟

-Kill the batman؟


(P.S. (PlayStation : این 23 ساخته ی ذهن (ظحن) شماست و همچین کاراکتری وجود خارجی نداره مگه نه؟

تعاریفتون رو در قالب کامنت، sms ، پست الکترونیکی ، پست مکانیکی ، پست الکترومغناطیسی و یا "درگیری فیزیکی" حتمآ تا تاریخ یه هفته دیگه ارسال کنید.

دوستتون دارم؟ نــــــه بابا!

+ نوشته شده در 2009/2/22ساعت 1 AM توسط Maybe Transister |

یک داستان واقعی:

-(اسمم)؟
-بله؟
-(اسمم)؟
-جانم؟
-(اسمم)؟
-هان؟ چیه؟ شما که صدا میکنی چرا گوش نمیدی ببینی جواب میدم با نه؟
-میخواستم بگم میای بریم شمال یا نه؟
-نه قربون شکلت ممنون! حالا با کی میخواین برین؟اصلا چی شده که میخواین برین شمال؟
-همینطوری! با علی.م (دوست بابام) و فاطی و اینا!
-فاطی؟ فاطی کیه؟
-همون دختر عموی علی که میخواست با شوهرش عروسی کنه کل خانواده اینا شاکی شده بودن که یارو 8کلاس بیشتر سواد نداره و نباید بکنی و اینا!
-مامان؟ مطمئنی من اون موقع بودم؟

-نبودی! ولی میدونی که! که بهت گفتم با همون مرغداری حالا پولش از پارو بالا میره ولی هنوز خسیسه!
-خب؟
-اینو گفتم چون بچه بودی خیلی دوستت داشت، گفتم شاید بخوای بیای!
-همین مونده که بخوام به خاطر فاطی بیام!
فکر کن! راستی مامان من فکر نکنم با این وضع که میگی (پولدار شدن و اینا) دیگه به اون بگن فاطی!
-چی میگن؟
-فامیلیش چیه؟
-م دیگه! IQ!

-آهان، میگن خانم م. شک نکن اون اسمیم که به مسخره رو شوهرش گذاشته بودن و خود علیم میگفت، دیگه رفته تو مرداب تاریخ!
-100%!
-آره! یه موقع میگفتی یارو داهاتیه! اه و اوه و اینا! حالا میگی داهــــــــاتیه! یعنی حداقل 2،3 هزار متر زمین داره! 30 40 تا گاو گوسفند، میدونی اینا چقدر میشه؟ براحتی میاد میره زعفرانیه یا مثل اون! پارتیم که با این وضع همه جا داره! به هر کیم بخواد دستور میده! هه دلم به حالمون میسوزه!
-شما خون خودتو کثیف نکن!
-چطوریه که یارو بی سواد با مرغ داری و چسبیدن به این و اون میشه این، بابای ما با تحصیلات اینهمه زحمت میکشه تازه ما اینیم!؟
-بخاطر اینکه بابات به کسی نمیچسبه! مال کسیو نمیخوره! پاچه خواری نمیکنه! تیم ملی والیبال و یادته؟ دی.ام.تی چطور؟ واسه چی بیرون اومد؟ مرغداری که خوبه خیلیا با این چیزا از حمالیم پولدار شدن و مثلا آقا! ولی چه فایده؟
-با بیشترش موافقم! خب آخه چرا اینطوریه؟ اینایی که گفتی همه خوبین نه بدی!
-درسته، یادته اون فیلمه که یارو تو روستاشون همش طرفدار دوستی و اینا بود و از شهریا ایراد میگرفت ،بعد ارث رسید بهش رفت نیویورک همه دوستاشو، نامزدشو حتی ارزشهاشو فراموش کرد؟ اینجا کلی از این آدما هستن که حتی خودشونم فراموش کردن و بخاطر بی "حساب کتاب" بودن اینجا حتی به ارثم احتیاج ندارن، کافیه خودشون و به پول بفروشن!
-یادمه! حرفت حقه! نه عزیزم بحرحال من نمیام! ممنون که گفتی!

پایان!

داری مامان و؟ یه جمله دو خطی که میگه مثل دیالوگ های پالپ فیکشن از هر طرف بخونی معنی داره!
رفیق! بذار چند تا آدم عقده ای دیگم BMW سوار و فخر فروشانه کنار ما باشن و یادشون بره تا دیروز سوار الاغ بودن! بذار ما هرچی هستیم خودمون باشیم ولی آدم باشیم! هر کیم بنده پوله بره پیششون که امثال اوناست! بذار از این لحاظ ما در اقلیت باشیم که افتخاریه!


P.S : کی فکر کرد من چیزیم شده واسه پست قبلی؟ مگه من هرچی مینویسم ربطی به زندگی شخصیم داره؟ بحرحال اون که نداشت.
بعضیا هستن که درست زندگی کردن پول هم دارن (البته خیلی کمن) بهشون بی احترامی نشه ها! اونا از فاصله 2 کیلومتری هم با بقیه "تمیزیبل" (یعنی قابل تشخیص) هستند.
23 هنوز قدرتمند و سرپاست!

من آقای تخم مرغ (که کامنت داده بود) را عاشقانه دوست دارم!
فونت رو هم به درخواست اون دوست کورمون بزرگ کردم!

ترنزینس نویسنده ی جدید لازم نداره!
و آخرین نکته اینکه از دانشگاه هنوز بدم میاد! آهان و اینکه از همتون متنفرم!

---------------------------------------------------------------------------
ببخشیید مزاحم شدم اینو اول تو کامنتا گذاشتم بعد دیدم بد نیست اینجا بذارم!

انـــدر باب کل کل نخست فهمیدن گفتن را شاید که حقیر بنده از دیگر جنابان و سروران که فی الباب کل داشتندی بس سهل تر فهمیدن باید و بس!

بنابراین لطفآ در این باب مشاجره را بر بسته و دوستی پندارید!
So dont"kall" it here anymore
Non ne parliamo questo più qui
sprechen nicht über diese mehr hier
No hablar de esto más aquí
söz etmiyor bu daha fazla burada (این ترکیشه!)
Не поговорите об этом более здесь
لا تحدث هنا اضافيا حول هذا!
Ne parlez pas de cette plus ici

امیدوارم همه فهمیده باشن!
[نیشخند]

+ نوشته شده در 2008/9/29ساعت 7 AM توسط Maybe Transister |

و تو ... تنها کسی هستی که میتونی به زانو درم بیاری!
دوباره ، همیشه ...
انقدر که التماس کنم لطفآ...
هیچوقت نتونستم برم بیرون ...
چون تو بودی...
نمیتونم....
حتی الان که نیستی...
هیچ وقت فکر نکردم تموم میشه...
و میچشیدم چیزی رو که نمیتونستم داشته باشم...
و چه حیف...
تنهای تنها ، خوابیدن و خوابیدن... و باز هم...
نمی تونم... نمی تونم...
من بیرونم به داخل نگاه میکنم...
میبینمت... با رنگای واقعیت...
درون زشتی ات... زشت مثل من... میتونم ببینم درونت... توی واقعی رو...
--------------------------
اگه میتونه بره بذار بره! اگه میتونه فراموش کنه بذار بکنه! چون کاری که نمیتونه بکنه موندنه!
هر کی که نمیتونه بخاطرت بمونه! چطوره بره؟ احتیاج داری که باشه ؟ نترس اون هیچ کاری برات نمیکنه! هرچقدر هم که خوب باشی! اینا دس به رفتنشون حرف نداره! حتی اگه باورت نشه! حتی اگه نخوای! هرکس بخواد بدون خواستنت میمونه هرکس نخواست با خواستنت نمیمونه!
.
.
.
خسته شدی؟
.
.
.
بنگ (9.67 میلیمتر سرب داغ ، داغتر از نفسای سرد آخرش)

+ نوشته شده در 2008/7/9ساعت 4 AM توسط Maybe Transister |

سلام ، اینجا کجاست ؟ یه خواب؟ دنیا ؟ کابوس ؟ روزمره؟ دره ی زخم های التیام ناپذیر؟ بارگاه خشک و سرد و بیروح خوشی ؟ VVhere the HELL is here ؟ VVhere am I ؟ VVhy everything is fading ؟

تغییر ناگهانی مثل خالی شدن یک گلوله ی 9 میلیمتری تو مخت! با صدا خفه کن همراه دود اسلحه که اگرچه گرمی داره ولی بنظرت از اونم بخاری بلند نمیشه! یا شایدم به گرمیش عادت کردی ، اونم چیز جدیدی نیست ، با اینکه تاحالا اسلحه دستت نگرفتی ولی خیلیا رو کشتی با همون اسلحه!

همیشه وقتی که کاملاً فکر میکنی درست فکر میکنی درست همون موقع ست که داری اشتباه میکنی ، شاید هیچوقت نفهمی اشتباه میکردی شایدم مزه ی لزج ماسیدن خونت زیر زبونت رو احساس کنی ، بنگ! Fade to black... تموم شد...! تثبیت شدی!

...

اجازه بده جایزه ی "آشغالترین فردٍ آشغالترین قسمت کل این کائنات گندیده ی خیس" رو تقدیمت کنم ، تو بردی ولی تاحالا حس کردی انقدر باختی که سر شدی ؟ نکردی ها؟ پس تو از اونایی که ظاهراً اسمت برنده ست (ولی فقط اسمت) حالا بذار بهت بگم بعد از سر شدن چی میشه! بعدش ... همون موقع که از بس داد زدی تمام رگات ورم کرده، مثل خون شاهرگ قرمز شدی، چشمات خیسه ، دست و پات بر اثر ضربه هایی که از سوز دلت زدی کبوده ،هیچ جوری میتونی بفهمی چرا اینطور شد حتی هیچ جوره نمیتونی قبول کنی که اتفاق افتاده ، باز میخوای کارای تکراری قبلتو از سر بگیری که ... یه چیزی مثل Flashbang تو سرت منفجر میشه ... چند ثانیه فکر میکنی تو صفر کلوینی! و بعد که میای بیرون حتی به زور میتونی تکون بخوری! مثل بعد از انزال با این تفاوت که این حس بیشتر ادامه داره! تو این مدت هیچ چیز حس نمیکنی حتی مزه تلخ و تند قبلی که مثل سلول سرطانی همه جات رو گرفته بود! هیچ حس خوبیم نداری ولی خوبیش اینجاست که حس بدی نداری!

برنده ! من بازنده ایم که کسی رو بازنده نمیکنم! برنده بودن مثل تو بوی نا میده! توی یه آشغالی!
.
.
.
BANG!!!
.
.
.
گلوله ی 9 میلیمتری!

+ نوشته شده در 2008/5/21ساعت 11 PM توسط Maybe Transister |

امروز میخوام یکم شکایت کنم (که اولین و آخرین باره اینجا)

 

من مثل خیلی از شما فکر میکردم دانشگاه خیلی حال میده و از دبیرستان بهتره ولی حالا برام شده یکی از مزخرفترین جاهای دنیا! شایدم خیلیا دارن با این وضعیت حال میکنن ولی من حالم بهم میخوره... (و شایدم بعضیا مثل من)

اولای ترم اول به این نتیجه رسیدین (یا رسیدیم) که دخترای دانشگاتون (غالبآ رشتمون) اکثرآ چَفت تشریف دارن! تازه اون موقع کمترتون تو این حسا بودین که هدفتون از uni دختر بازی و partner پیدا کردن باشه! (ببین اگه بود چی میگفتین!!!) بعد به غیر از یه تعداد معدودی بقیه بعد از یه زمان کوتاهی تبدیل شدن به یه مشت دختر ۱۴ ساله! یه مشت آدم کوتاه فکر که خیلی چیزا کورشون کرده بود یا از اول کور بودن! جوگیر شدن! (همیشه فکر میکنم جو چی؟) خوراکشون شد غیبت، کلاس خرکی! ، پشت سر مسخره کردن ، دروغ ، پیچوندن و... که دقیقآ تقطه ی مقابل اون شوخی کردن ، صمیمیت ، با هم بودن و صداقتی که بود که اول داشتن و اگرچه کم طول کشید ولی عالی بود! خیلی زود روابط دوستانه شبیه شد به روابط سیاست مدارها و ارزشهاشون شد پول ، ماشین بهتر و از این چیزا... اکیپ اکیپ و جدا شدن و دست گردن هم انداختناشون فقط یه حرکت سمبلیک بود واسه یه هدف مخفی! تبدیل شدن به یه مشت آدم سو استفاده گر! و این بیماری گسترش پیدا کرد!

بس کنید بچه ها!!! مگه اینا چقدر ارزش داره؟ یا چقدر میمونه؟ خوش میگذره؟ ولی بعدشم احساس خوبی دارین؟ بیشتر از این ارزش داره که تمام شخصیتتون از بین بره یا عوض شه؟ که هروقت ببینیدش حالتون بهم بخوره! و بگین What a waste!!! مگه اون اول چش بود؟ تا دیروز میگفتین دخترا... حالا همدیگرو براحتی میفروشین واسه همون... بخدا من با partnership مخالف نیستم ولی نه اینجوری. با این دخترا هم مشکل ندارم اونام مثل شما جوگیر شدن یا هرچی!

قبلأ فکر میکردم این آدمای افاده ای از کجا میان و کِی شخصیتشون اینطوری میشه من چرا ندیدم؟ شاید اینجاست یا جاهایی مثل این!که این مریضی میره تو فکر آدما و باعث میشه خودشون و طرفشون رو دیگه نبینن و بجاش ماشین و پول تو جیب و عطرشو ببینن . همه ی اینا خوبه همه هم دوست دارن منم بدم نمیاد ولی اونقدر که از خود طرف و دلش براتون مهمتر باشه؟

۵ نفر بودیم و هستیم که از اول با همیم واقعآ باید از همشون تشکر کنم که تا حالا همون جیگرایی که از اول بودن موندن!!! هیچ وقت ارزشمون پول نشد با اینکه تضاد بود همینطور که همیشه هست! و کسی رو هم اینطوری نسنجیدیم و دنبال این چیزای آبرو بر هم نبودیم! همیجا ازتون تشکر میکنم که برام بهترین دوستای دانشگاهی (و غیر دانشگاهی) هستید و دلیل اومدنم شمایید.

---------------------------------------------------------

واه ببخشید که اینهمه منفی بود و از دنیای ترنزینس من به اینجا کشید! حالا میریم سر قسمت Energic مون مث قبل !

چون اینسری real هم گفتم اسم اراذل (عرازل ؟ اذارل؟ اوراکل؟) اکیپمونم میگوم به ترتیب الفبا : مجتبی ، حامد ، وحید، فرشاد !!! و یکیم هست که دوستش دارم(خیلیا رو دارم) کلی ولی نگفتم(؟) (چون کلآ کم میگم) که اسمش مثل قلبش رئوفه و ازش میخوام که نذاره کسی از دل صافش سوء استفاده کنه!

الان میگم که از همه ی اونائی که در بالا اسم بردم متنفرم راستی من گوینده ی این ۲تا ضرب المثل رو گیر بیارم به بلایای غیر طبیعی دچار میکنم : ۱-وصفُ العیش نصفُ العیش ۲-خواهی نشی رسوا همرنگ جماعت شو (بی ربط!)

راستی ما یه غلطی کردیم به حرف یه سری کودن گوش دادیم حالا هر کی ما رو تو اون خراب شده (دانشگه!) میبینه یا addlist یا هر جا! یه اظهار نظری راجع به این خراب شده (وبلاگ) میکنه! نظرای بلند و کوتاه : اینا چی بود دیوونه (هر هر هر) / دمت گرم / این مزخرفات و از کجا اوردی ؟ / ...ی تو مملکتا ! (خدایی من چیکار کردم که ....م تو مملکت ؟ ) / همش که بود / (و برخی که به خیال خودشون هدف گرا تر بودن (خلاف حرف من!)) هدف از این حرفها چیست ؟ یکی نیست بگه دروره ی هدف گرایی مطلق تو خود امریکام تمومید چون فهمیدن که هیچی بدون feeling جواب نمیده حالا شما جهان سومیای کودن بیاین گیر بدین!

راستی همگان فهمیدند که من خیلی بهتر و محبوب تر از ۲۳ هستم

!!!crowd : oO0OoO0Oo

خب دیگه شرتون کم نظراتونم جای داد زدن تو پله های uni همینجا بگین!!! خبرتون

+ نوشته شده در 2008/4/25ساعت 4 PM توسط Maybe Transister |